هیلاری سوانک، عزیز میلیون دلاری

هیلاری2

  «هیلاری سوانک» برخلاف دیگر بازیگران هم نسلش که از لحاظ کمی کارنامه هنری پر و پیمانی دارند، به شدت گزیده کار و به لحاظ حرفه ای محتاط است؛ چرا که می خواهد به شمایل سوپراستارها بدل نشود تا بتواند بنا بر ذائقه و سلیقه شخصیتش هنر بازیگریش را ارتقا ببخشد؛ او یک استثنا بر قاعده است. وسواس حرفه ای و گزیده کاری سوانک، همواره توجه متن سینمای آمریکا، هالیوود، را به سمت او که در حاشیه، کارش را به بهترین نحو انجام می دهد جذب کرده است.

۱- سوانک را باید در زمره بازیگرانی در نظر آورد که درام و عناصر دراماتیک را بر عهده بازیگر می دانند تا بتوانند خود را به محک بگذارند. این سنخ از بازیگران، نقش های اصلی و فرعی را از حیث اولویت بندی درجه یک یا درجه دو یا به عبارت فنی تر، بازیگر اصلی یا مکمل، بی اعتبار می کنند و در هر نقشی می توانند یک نقش کلیدی و منحصر به فرد را ایفا کنند و حتی بخشی از کارکرد و نقش بازیگر اصلی مقابل را می ربایند و از زیر نفوذ رل اصلی فیلم بیرون می آیند و بازی پیچیده و هوشمندانه ای، هر چند کوتاه به مخاطبان شان ارائه می دهند.

هیلاری سوانک، عزیز میلیون دلاری

۲- سوانک به شکل حرفه ای، گرچه کوتاه و گذرا، در ۱۸ و ۲۰ سالگی در فیلم های «بافی قاتل خون آشام ها» و «کاراته کید بعدی» در ۱۹۹۲ و ۱۹۹۴ در نقش های کوچکی ظاهر شد اما توانست توجه تهیه کنندگان را جلب و خیلی زود به عنوان نقش اول، جایگاهش را در سینمای آمریکا تثبیت کند.

او از لحاظ کاراکتر، پسرانه می نمود ولی در عین حال، چندان چهره ظریف و نوجوانانه ای نداشت بلکه صدایی گرفته و خشک داشت؛ همین واقعیات فیزیکی توانست او را به نقش هایی هدایت کند که کمتر کلیشه ای به نظر می رسیدند؛ از نظر بدنی سنگین تر بودند و توان جسمی ویژه ای طلب می کردند.

۳- سوانک از کلیشه های رایج مربوط به زن آمریکایی گسسته بود و کاراکتر ویژه ای از خودش به نمایش گذاشته بود. این صعود هوشمندانه و یگانه، «کریستوفر نولان» بریتانیایی را مُصر کرد تا در ۲۰۰۲ در کنار «ال پاچینو» و «رابین ویلیامز» از سوانک دعوت کند تا در «بی خوابی» نقش کارآگاه «لی بر» را برعهده بگیرد؛ یک درام پلیسی پرتعلیق که از پا افتادگی یک پلیس کهنه کار و خبره (پاچینو) را در برابر یک قاتل با نبوغ شیطانی (ویلیامز) تصویر می کند. دقیقا اینجا نقطه ای است که سوانک به هیچ یک از رل های اصلی باج نمی دهد تا در سایه قرار بگیرد بلکه به درستی می کوشد نقاط پیوند محکمی را با نقش های پاچینو و ویلیامز برقرار کند و با آنها همراهی می کند تا پروسه بازیگری اش را پیش ببرد بی آن که مرعوب بازی هر دو بازیگر شود.

هیلاری سوانک، عزیز میلیون دلاری

۴- «پسرها گریه نمی کنند» ساخته «کیمبر لی پیرس» در ۱۹۹۹ سوانک را در قلب کابوس آمریکایی نشان و تصویر متفاوت تری از زن آمریکایی به دست داد تا درام های سبک و رمانتیک و نیز مبلغ رویای آمریکایی که کلیشه های زن آمریکایی را باز تولید می کردند به حاشیه رانده شود؛ بد نیست که به تصویر جولیا رابرتز در فیلم «زن زیبا» (۱۹۹۰) ساخته «گری مارشال» که از این کلیشه تمام قد پیروی می کرد نگاهی بیندازیم تا به ارزش بازی سوانک در فیلم «پسرها…» پی ببریم؛ یک درام تلخ و نفسگیر درباره تجاوز و قتل یک دختر به نام برندون. تینا به دست دوسان پسرش که ابتدا فکر می کنند او پسر است اما پس از برملا شدن رازش از او هتک حرمت کرده و او را می کشند. سوانک با بازی در نقش برندون همراه با پسرانگی باورپذیر در رفتارش توانست جایزه بهترین بازیگر زن اسکار و گلدن گلوب را با هم به چنگ بیاورد.

۵- در سال ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴ سوانک پس از بازی در یک کمدی سیاه خوش ساخت پنج بخشی ساخته «گرگ مارکس» که تمی غیرانسانی و پر حادثه داشت، با عنوان «۱۱:۱۴» و نیز یک درام سیاسی مربوط به آپارتاید در آفریقای جنوبی تحت عنوان «خاک سرخ» به کارگردانی «تام هوپر»، در سال ۲۰۰۴ دومین اوج بازیگریش را با «کلینت ایستوود» به رخ کشید.

هیلاری سوانک، عزیز میلیون دلاری

او در فیلم ایستوود نقشی را به عهده گرفت که تا زمان او بی سابقه بود؛ چرا که تا آن زمان تنها مردها عهده دار چنین نقش هایی می شدند؛ گویی سوانک بار دیگر سر آن داشت تا کلیشه زن آمریکایی را با شدتی بیشتر و رادیکال تر به سخره بگیرد. او نقش بوکسوری را در فیلم «عزیز میلیون دلاری» ایفا کرد که توان جسمی بسیار بالایی را از او می طلبید و به ورزش های سنگین و طاقت فرسا نیاز داشت تا بدنش کاملا ورزیده شود و سوانک کاملا با نقش همراه و هم ساز شد. این فیلم بار دیگر جایزه بهترین بازیگر زن اسکار و گلدن گلوب را از آن سوانک کرد.

۶- سوانک در ۲۰۰۶ با بازی در فیلم «کوکب سیاه» به کارگردانی «برایان دی پالما» که یک نئو- نوآر جنایی بود و البته در نقشی حاشیه ای، ظاهر شد. یک سال بعد او در کنار «جرارد باتلر» در یک درام عاشقانه و سبک به نام «پی نوشت: دوستت دارم» ساخته «ریچارد لاوگرانیس» قرار گرفت که نقدهای منفی و تندی را در پی داشت.

این فیلم نشان داد سوانک نمی تواند قاب مناسبی را در فیلم های رمانتیک پیدا کند و با سلوک بازیگری او هم خوان نیست. در ۲۰۰۹ سوانک بار دیگر به نقشی هدایت شد که باز کلیشه های زن آمریکایی را به تیغ نقد می کشید و بازی خرسندکننده ای ارائه داد؛ او با بازی در یک درام زندگینامه ای ساخته «میراناییر» هندی تبار تحت عنوان «آملیا» که سرگذشت زنی خلبان به نام آملیا ارهارت بود، توانست شمایل مخالف خوانیش را در هالیوود تصریح کند و وجهی دیگر از زن آمریکایی را به معرض نمایش بگذارد که یا دیده نشده یا کمتر دیده شده است.

هیلاری سوانک، عزیز میلیون دلاری

۷- سوانک از ۲۰۱۰ بدین سو فیلم ها و ژانرهای عامه پسندی آزموده است. از وسترن «مرد خانه» ساخته «تامی لی جونز» در ۲۰۱۴ تا کمی عقب تر، «محکومیت» که یک درام دادگاهی و حقوقی ساخته «تونی گلدوین» در ۲۰۱۰ است، و نیز یک تریلر مهیج با تم ترسناک به نام «ساکن» به کارگردانی «آنتی جوکینن» بریتانیایی در ۲۰۱۱، اما در این میانه فیلم «تو خودت نیستی» (۲۰۱۴) به کارگردانی «جورج سی وولف» تفاوت بارز و آشکاری با دیگر فیلم های پیش گفته دارد؛ چرا که سوانک در این درام کم هزینه و مستقل، نقش پیانیستی را ایفا می کند که دچار ای ال اس است که گونه ای فلج پیش رونده است و در این فیلم، سوانک، شکنندگی های یک زن را در برابر بیماری و نیز همسر خیانتکارش و دوست و مراقبش که دختر کم تجربه و مهربانی است به نام «بک» بازگو می کند و نهایتا به گونه ای تراژیک و ذره ذره و به آهستگی از پا درمی آید و شکوه یک شکست و ایستادگی را گوشزد می کند.

مطلب پیشنهادی

عباس کیارستمی؛ آبروی سینمای ایران

کیارستمی در کنار ‘جنگل بدون برگ’ عکس: پوریا ماهرویان پوریا ماهرویان بی‌بی‌سی عباس کیارستمی٬ فیلمساز سرشناس …

http://www.20script.ir