اینستاگرام و میل به خودنمایی

اینست2222ا

 «من و خودم، یهویی!» با لبخند و بی لبخند هم معنایی ندارد. مهم این است که منم. تصویری از من، بدون روتوش؛ ثبت یک «آن» و بعد به اشتراک گذاشتن این یک لحظه برای هر کس که می شناسدم یا حتی نمی شناسد. مهم دیده شدنِ من است. امپراتور جوان شبکه های اجتماعی حالا همه جا را فتح کرده است، آن هم «یهویی!»

تولد اینستاگرام و توجه جدی به آن در دنیای ارتباطات، شبیه بازگشت یک امپراتور نولباس، به تخت و تاج کیانی پدرانش است. قدرت جادویی که تصویر از پس نگاره های اُخرایی و سیاه غارهای کهن گویی بار دیگر سر برآورده است تا مانند شمشیری اثیری در دست امپراتور باشد. اینستاگرام با استفاده از بازآفرینی قدرت جادویی تصویر در جهان جدید توانست به عنوان یک شبکه اجتماعی، خیلی زود ایده فراگیرش را در صدر توجه مخاطبان قرار دهد.

اما تنها شمشیر پرنفوذ امپراتور جوان شبکه های اجتماعی پیش برنده نبود بلکه اینستاگرام و بنیان یکی از مهمترین میل های روانی انسان این شمشیر اثیری را به کار گرفته بود. میل به دیده شدن؛ تمایلی که روانشناسان آن را ذیل امیال اجتماعی و عاطفی انسان از قوی ترین امیال معرفی می کنند. نظریه پردازان شخصیت، میل به دیده شدن را تلاشی در راستای قوام بخشیدن به «خود» فرد می دانند؛ «خود»ی که در نهایت «من» هر فرد را نیز می سازد. این «من» می تواند از میان «من»های پنجگانه هر فرد، در واقع برگرفته از تصور فرد از خودش، تصور دیگران از فرد و تصور او از تصور دیگران از خودش باشد.

بر این اعتبار، عالیجناب جوان در میان رقبای خودش – شبکه های اجتماعی پرکاربردی مثل فیس بوک و توئیتر – با تکیه بر قدرت تصویر و میل به دیده شدن، توانست خیلی زود جهانگشایی سایبری خود را تثبیت کند.

حالا آن مربع کرم – قهوه ای با ۴ خط رنگی کوچک در سمت چپ بالای آن، مثل دوربین پولاروید قدیمی که عکس را درجا به تو تحویل می داد، در هر ابزار الکترونیکی هوشمندی (Smart Device) پیدا می شود.

این برنلامه کاربردی (Application Program) به هر کاربر خود فضایی به اصطلاح شخصی می دهد تا عکسی را که خوشایندش است برای عموم یا کسانی که می خواهد منتشر کند. ترجیحا عکسی از خود فرد و نهایتا توضیح و شرح عکس؛ و برای طبقه بندی و در نتیجه جستجوی راحت تر، اضافه کردن تگ و عنوانی که همه عکس های دیگری که با این تگ در هر جای جهان کاربری منتشر می کند، در یک طبقه قرار بگیرد و راحت تر جستجو شود.

عالیجناب اینستاگرام و میل به خودنمایی

ظاهر ساده ای دارد و کاربری آسانی هم. خیلی ها قواعد مرسومش را رعایت نمی کنند، مثل برخی کاربران ایرانی که روزانه عکس های تکراری و بی هدف و بدون مضمون در صفحه شخصی خود بارگذاری می کنند یا کسانی که اصلا حواس شان نیست اینستاگرام، فیس بوک نیست. قرار نیست ذیل یک تصویر، مانیفست یا یادداشت منتشر شود. در اینستاگرام شرح عکس چیزی نیست بیشتر از چند جمله توضیح که به اصطلاح رسانه ای ها حداقل از پنج «W» مثل «Who»، «Where»، «What» پاسخ چند پرسش را داشته باشد، با توصیف کوتاه و تلگرافی حال و احساس آن عکس. هر چه موجزتر، بهتر.

با این همه اما کاربران حرفه ای انبوه این شبکه همچنان تکثیر می شوند. کسانی که قواعد استفاده از شبکه را رعایت می کنند، تصویری از خودشان در حالتی، وضعیتی یا با کسی را منتشر می کنند و شرحی کوتاه و احیانا تگی و تمام.

رعایت همین قواعد حرفه ای باعث شده این کاربران دنبال کننده هایی (Followers) داشته۸ باشند و البته احیانا خودشان هم اهل دنبال کردن (Following) باشند و این همان وسوسه و میل به دیده شدن است. این که دوست شان یا شخصیت مورد علاقه شان عکسی تازه از خودش یا کارش یا همراه با دوستش منتشر کرده باشد، مورد لعاقه دنبال کننده هاست. او هم ترغیب می شود چیزهایی – در واقع تصویرهایی از زندگی خصوصی اش، عکس هایی که تا پیش از این یا نمی گرفت یا دلیلی برای منتشر کردنش نداشت – از خودش برای تماشا و دنبال شدن به اشتراک بگذارد.

عالیجناب اینستاگرام و میل به خودنمایی

لایک و کامنت اما همان تایید پس از دیده شدن است. از این منظر انگار تفاوتی میان دنیای مجازی و واقعی نیست. در دنیای مجازی هم هر قدر دیده شوی باید اثری از این دیده شدن باشد. نه تنها برای تو بلکه برای دیگرانی هم که تو را می بینند. این همان «من»ی است که با تصور فرد از تصور دیگران درباره خودش شکل می گیرد.

کامنت کمی با لایک فرق دارد. لایک گویی شماره اندازی برای تایید است اما کامنت یعنی فردی که به هر حال تو را دنبال کرده برایت نظر می گذارد. بدین معنا هر کامنت اهمیت بیشتری از هر لایک دارد. انگار فرق بین کیفیت و کمیت دیده شدن است. حتی اگر کامنتی با تو مخالفت کردهب اشد، باز این حرفی از دیده شدن توست. در لایه های ناهوشیار ذهن خود این نشانی از دیده شدن دارد. تو نمی توانی از نظر گذاشتن دیگران در ذیل پستت – تصویری که منتشر کرده ای – جلوگیری کنی! اما می توانی آن نظر را حذف کنی؛ هر چند که بعد از دیدن برخی از دنبال کننده هایت، عالیجناب انگار فکر همه جا را کرده و با به روز رسانی های وقت به وقتش نمی گذارد خسته شوی.

اگرچه هر کاربر همزمان هم دنبال کننده دارد و هم دنبال شوندهاست اما خودش است که نهایتا می تواند هر کدام این نقش ها را پر رنگ کند. کاربر فعال کاربری است که پست های زیاد می گذارد و دنبال کننده های زیاد دارد و این موضوع آنقدر مهم است که تعداد زیادی فالوئر مجازی داشتن برای بعضی تبدیل به پرستیژ حقیقی می شود و این خود تازه اول ماجراهاست. این خود نوعی هوادار جمع کردن است؛ همان میل مفرط به دیده شدن. این بار اما با عیان شدن در عرصه عمومی فضای مجازی؛ عرصه ای که صفحه شخصی آقا یا خانم کاربر برحسب دیده شدنش تبدیل به مکانی عمومی می شود.

عالیجناب اینستاگرام و میل به خودنمایی

این موضوع اما مختص ستاره ها نیست. در واقع این ستاره ها نیستند که دوست دارند شهخرت شان را به فضای مجازی هم بکشانند. ستاره ها تنها بخش کوچکی از کاربران اینستاگرام هستند. این میل به دیده شدن و به تعقیب آن برافکندن بخشی از حریم خصوصی بر بام آفتاب عمومی در میان بسیاری از کاربران جوان و میانسال هم جاری است. این نفوذ شمشیر باستانی عالیجناب اینستاگرام است؛ نفوذی برآمده از ترکیب میل روانشناختی به دیده شدن از طریق به اشتراک گذاری تصویری خصوصی به عنوان یکی از نخستین دلالت های ارتباطی در سپهر ارتباطات به معنای تاریخی کلمه که حالا دوباره از پس چرخه ای باز مورد توجه جدی قرار گرفته است.

شمشیر باستانی عالیجناب اما بُراتر از آن است که اگر کاربری فعال نباشی از دایره نفوذ خارج شوی. به عبارت دیگر دراین میان حتی کاربرانی که به معنای واقعی کلمه، کاربر فعال نیستند از میل روانشناختی دیگری که همان سرک کشیدن در حوزه خصوصی به اشتراک گذاشته دیگران است لذت می برند. عالیجناب فکر همه چیز را کرده است.

مطلب پیشنهادی

شبکه

شبکه های اجتماعی را در پیدا کردن شغل جدید دست کم نگیرید!

امروزه شبکه های اجتماعی در تمام جنبه های زندگی ما رسوخ کرده اند و روند …

http://www.20script.ir