اندر احوالات خراب موسیقی ایران

یغما

 استاد محمدرضا شجریان در پیامی ویدئویی از همه علاقه مندان به موسیقی خواسته که از اهالی موسیقی حمایت کنند. حمایت از موسیقیدان ها در سرزمین ما یک معنا بیشتر ندارد و آن هم کپی نکردن آثار این بزرگواران و خرید آثار اورجینال ایشان است.

حرف بسیار منطقی و متینی است و کم تر کسی پیدا می شود که با آن مخالفت کند. البته در یک مورد نادر دیده ام که آقای یغما گلرویی گفته است: «نوش جانتان! تا جایی که می توانید آثاری را که من در آن سهمی دارم، دانلود کنید و من به سهم خودم نه تنها شکایتی ندارم که به شدت از این کار راضی ام و خوشحال می شوم از این کار.»

خب این هم یک جور اظهارنظر است که می توان در آن تامل کرد و بر سر آن چند و چون. بدون شک من طرفدار حرف های منطقی آقای شجریان هستم، منتهی با یک تبصره. این درست است که مردم باید با خرید اصل اثر به هنرمندان مدد برسانند و یک جورهایی بخشی از هزینه های سرسم آوری را که برای ثبت و بط یک اثر خرج می شود جبران کنند، منتها به شرط این که هنرمندان هم کم فروشی نکنند و مراعات مردم را بکنند.

اندر احوالات خراب موسیقی ایران

آیا رواست هنرمندی از حسن شهرت خود سوءاستفاده کند و آلبومی را که تنها دو قطعه آوازی سه- چهار دقیقه ای دارد به قیمت دوازده هزار تومان روانه بازار کند؟ در چنین مواردی آیا مردم مجاز نیستند آن اثر را دانلود کنند؟ البته که خیلی از هنرمندان هم هستند که نه تنها چنین نمی کنند بلکه به شدت هوای مخاطبشان را دارند. بدون شک مردم هم متوجه این رفتار شرافتمندانه خواهند شد و در مقابل با آن ها رفتار جوانمردانه تری پیشه می کند.

مثال می زنم: بنده خودم تا امروز شاید قریب به ده عدد سی دی «من خود آن سیزدهم» آقای محسنی چاووشی را ابتیاع کرده ام و به این و آن داده ام. سی دی خودم هم که خش برداشت باز هم یک سی دی دیگر خریدم و حتی یک بار هم وسوسه نشدم از این سی دی برای خودم کپی تهیه کنم یا آن را بریزم روی فلش. چرا؟

به دو دلیل؛ اول آن که آلبوم آقای چاووشی را اثری با ارزش می دانستم. معتقد بودم ایشان برای تک تک آن قطعات زحمت کشیده. شعرهای درست و درمانی برای هرکدام از قطعات انتخاب کرده. کار را سر هم بندی نکرده. به معنای درست کلمه یک آلبوم تدارک دیده. و علاوه بر این آلبومش را با قیمت بسیار مناسبی به دست علاقه مندانش رسانده و کاسبی نکرده.

چاووشی آن قدر طرفدار دارد که اگر به سر و وضع آلبومش رسیدگی می کرد و کمی قرتی بازی در می آورد می توانست به اسم اثر وزین و فاخر آن آلبوم را به چند برابر قیمت بفروشد و مطمئن باشد که طرفدارانش حتما از آلبوم او استقبال خواهند کرد، اما این کار را نکرد و اگرچه بسیاری آلبوم او را دانلود کردند اما خیلی ها هم احترام او را حفظ کردند و این کار را نکردند.

اندر احوالات خراب موسیقی ایران

چاووشی هم هیچ وقت به طرفدارانش پیام ویدئویی نداد که حرمت موسیقی را حفظ کنند و کارهایش را دانلود نکنند. او به ای این کار به مخاطبانش حرمت گذاشت و در عوض مخاطبانش نیز حرمت او را حفظ کردند. احترام گذاشتن یک کار دوسویه است. اگر هنرمند کم فروشی نکند و به شعور مخاطبش توهین نکند بدون شک مخاطب هم هوای هنرمند را خواهد داشت.

وقتی استاد شجریان از حقوق هنرمند حرف می زند؛ حرفش را می توان با جان و دل پذیرفت چرا که هیچ وقت کم فروشی نمی کند. اما طرف بر می دارد در بروشور آلبومش، پنج پرتره از خودش چاپ می کند و کاری را که با ابزار و ادوات کامپیوتری سرهم بندی کرده به اسم ارکستر بزرگ لندن و وین راهی بازار می کند و بعد هم هفت هشت برابر قیمت آلبوم چاووشی آن را به مخاطب فهیم و هنردوست عرضه می کند و تازه پس از این همه ریا و دروغ و کلاهبرداری رسمی از مردم می خواهد قانون کپی رایت را رعایت کنند و کاری نکنند که هنرمند نازک دل ما آزرده خاطر شود. برو بابا! دلت خوش است. شاعر فرمودی:

تمام دار و ندارم فدای آن روزی
که در طریق محبت به خوی من باشی

شما نیز اندکی از لطف و مهر و محبتی را که مخاطبانت در حق تو می ورزند در حق مردم روا دار تا ببینی چه پاسخی می بینی. شما هنرمندی و احترامت واجب، درست. اما احترام و رعایت حق و حقوق جاده یک طرف نیست. دو سو دار. ان شاءالله که هر دو سوی ماجرا با درک موقعیت یکدیگر و نصب العین قرار دادن این حکمت اخلاقی جاودانه که: «آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران نیز مپسند»، همه مشکلاتشان حل شود.

و اما بالاخره بعد از پنج سال و اندی اثری از استاد شهرام ناظری به بازار آمد و دوستداران ایشان را خشنود کرد. البته چندی پیش هم در آلبومی که حافظ ناظری روانه بازار کرد، دو قطعه با صدای استاد همراه بود که انصافا شنیدنی بود. حتی کسانی که آلبوم حافظ را دوست نمی داشتند حساب آن دو قطعه را جدا می دانستند.

ناظری هنوز خوب می خواند و اگر آهنگساز قابلی یافت شود که براساس قابلیت های صدای ایشان اثری بسازد، می تواند کاری کند کارستان. در همین اثر تازه ای که از ایشان منتشر شده و ظاهرا آلبوم شماره یک سرودها و تصنیف های ملی- میهنی است، اثری وجود دارد با نام «ایران جوان» که در میان مردم به تصنیف «وطنم وطنم» مشهور است.

اندر احوالات خراب موسیقی ایران

این اثر را همه با صدای سالار عقیلی شنیده ایم. انصافا عقیلی هم این تصنیف ر خوب خوانده، اما گاهی لازم است یک اثر مشترک را هر دو بخوانند تا بتوانیم قضاوت بهتری داشته باشیم. من مطمئنم اگر تصنیف ایران جوان را خود سالار عقیلی هم بشنود کم به برتری شهرام ناظری خواهدداد.

مسئله فقط خوب خواندن نیست. صلابتی در صدای ناظری هست که در صدای عقیلی جوان نیست. کلمات این تصنیف را شهرام ناظری چنان محکم و پرقدرت ادا می کند که خواه ناخواه آدمی را به وجد می آورد. از یاد نبریم که شهرام ناظری کرد است و روحیه سلحشوری و پهلوانی و تلقی ای که او را از مفهوم وطن دارد، در خواندن تصانیفی از این دست بی تاثیر نیست.

یک نکته دیگر را هم فراموش نکنیم و آن این که وقتی یک نفر تصنیفی یا ترانه ای را اجرا می کند و آن اثر مورد اقبال عام و خاص واقع می شود اجرای دوباره آن کار بسیار دشواری است. شما هرچقدر هم اثری را که به حافظه فردی و جمعی مردم راه پیدا کرده خوب اجرا کنید باز هم نمی توانید پا جای پای اثر نخستین بگذارید.

چقدر «الهه ناز» مرحوم بنان را بازخوانی کرده اند؟ آیا هیچ کدام از آن ها توانسته اند اندکی به تصنیف جاودانی الهه ناز حتی نزدیک شوند؟ قطعا خیر. اما به جرئت می گویم تصنیف شهرام ناظری خاطره صدای سالار عقیلی را از حافظه ما خواهد زدود. حرف های بیشتر درباره این آلبوم بماند برای بعد.

روزنامه اعتماد

مطلب پیشنهادی

osis

خواننده سابق گروه “اویسیس” آلبوم جدیدش را پخش می‌کند

نوئل گلگر، گیتاریست و خواننده سابق گروه اسطوره‌ای اویسیس از مراحل ضبط آلبوم جدیدش و …

http://www.20script.ir