به توصیه گاردین این صفحه ها را دنبال کنید

دیوار

توافق هسته ای انگار به جز بازکردن درهای کشور به روی تحریم کننده های سابق، حالا درهای مجازی را هم باز کرده. روزنامه گاردین چند صفحه اینستاگرام ایرانی را برای فالوکردن پیشنهاد کرد و نوشت: در حالی که فیس بوک و توییتر فیلتر شده اند، بسیاری از ایرانی ها استفاده از این شبکه به اشتراک گذاری عکس را که حکومت از آن چشم پوشی کرده، فرصتی برای بیان خود می بینند.

از هنر خیابانی تا زندگی روستایی، این ها صفحاتی هستند که چشم انداز تازه ای به جمهوری اسلامی ایران باز می کنند، صفحه هایی که معرفی شده اند، اغلب تصاویر مستندی از ایران منتشر می کنند، در آن ها خبری از چیدمان های خوش آب و رنگ و سلفی های توی آینه سقف آسانسور و… نیست. خودتان ببینید.

قصه های ایران

@storiesofiran

به توصیه گاردین این صفحه ها را فالو کنید

گاردین درباره این صفحه نوشته: «یک وکیل متولد آمریکا به ایران آمده تا ریشه هایش را پیدا کند و تجربه ها و دیده هایش را با شرح های انگلیسی منتشر کند. قاب هایی زیبا که نباید از آن ها توقع عکاسی حرفه ای را داشت.»

این شرحی است که ادمین صفحه بالای پیجش ثبت کرده و با آن خودش را معرفی می کند. دوربین او از هیچ چیز نمی گذرد. گربه های پارک ها و امنیت زندگی شان، چیزهایی که دست فروش ها در بساطشان دارند، قلیان کشیدن در دربند، تاثیر برداشته شدن تحریم ها از زبان مردم ایران … همه چیز سوژه او می شود تا عکسی بگیرد و توضیح مفصلی به انگلیسی زیرش بنویسد.

از گیلدا گازور، ادمین این صفحه، پرسیدم ایده صفحه اش از کجا آمده؟ او گفت: «ایده صفحه از آن جایی آمد که دوست داشتم عکس هایم را از سفری که به سراسر کشور داشتم، با دوستانم در کالیفرنیا به اشتراک بگذارم. همیشه سعی کرده ام به آن ها توضیح بدهم که ایران چقدر عالی است، اما آن ها دقیقا متوجه نمی شدند که این جا چه جور جایی است و همین طور می خواستم با تصاویر مثبتی که شاهدشان بودم، با تصویر منفی رسانه ها از ایران مقابله کنم. یک سفر 30 روزه را شروع کردم تا بیشتر از عقبه خودم اطلاع پیدا کنم. در این مسیر، عکس هایی از هرجا که می رفتم، به خصوص طبیعت زیبای ایران، مردم و غذاهای ایرانی منتشر می کردم. در شرح هر عکس، قصه آن موضوع یا تجربه ام موقع عکس برداری از آن را می نوشتم. اول دوستانم می گفتند این قدر شرح های طولانی ننویس، اما برای من مثل ثبت خاطراتم از سفر بود. خیلی خسته تر از آن بودم که بتوانم هر روز خاطره بنویسم، برای همین شروع به پست کردن در اینستاگرم کردم و فالوئرهایی پیدا کردم. حالا مردم می گویند بیشتر شرح های صفحه من را دوست دارند و این خوشحالم می کند. یعنی هرکس باید با خودش صادق باشد.»

از گیلدا پرسیدیم برای عکس گرفتن بیشتر به چه سوژه هایی توجه می کند. می گوید: «طبیعت زیبای ایران مرا مسحور می کند. به خصوص کوه ها، کوهپایه های روشن و رنگارنگشان و تفریحات، زندگی روزمره و مردم خوشحال. اما زمینه ای که بیشتر مرا جذب می کند، تضاد است. مثلا عکسی دارم از زوج جوانی که در کاخ گلستان لباس محلی قجری پوشیده اند و برای دوربین ادا در می آورند. یا والدین خیلی جدی که با بچه هایشان بازی می کنند. فروش تی شرت «من عاشق نیویورک هستم» در گوشه خیابان در شیراز… این ها وجود دارند و من عکس هایشان را دارم، چون توجهم را جلب می کنند.»

گیلدار درباره فالوئرهای صفحه اش و واکنش هایی که نسبت به عکس هایش دارند، می گوید: «من فکر می کردم بیشتر فالوئرهایم غربی خواهندبود و هدفم این بود که زیبایی های ایران و هر آن چه را که دارد، به آن هایی که نمی دانند نشان بدهم. گرچه فالوئرهای زیادی دارم که در این دسته جای می گیرند، بیشتر آن ها ایرانی هستند؛ چه از داخل ایران و چه از خارج از کشور، آن هایی که در ایران هستند، برایشان جالب است که دید من را نسبت به آن چه هر روز تجربه می کنند، بفهمند. ایرانی های خارج از ایران بیشتر از روی دل تنگی برای کشورشان مرا فالو می کنند. بعضی هم آن طرف آب به دنیا آمده اند، یا از کودکی آن جا زندگی کرده اند و می خواهند بیشتر از فرهنگ خودشان بدانند.»


زندگی روستایی

@salarpolad

به توصیه گاردین این صفحه ها را فالو کنید

محمد یک چوپان است؛ در روستایی دورافتاده در شمال ایران. گاردین می نویسد: «او در کشورش یک ستاره اینستاگرامی است و نزدیک به 38 هزار فالوئر دارد که بیشتر آن ها شهرنشین اند. این اکانت توسط برادر او ساخته شده که به تهران رفته تا با درآمد محمد از کشاوری درس بخواند. بعد از تمام شدن دکتری او و گرفتن اولین حقوقش، برای محمد یک گوشی خرید. سالار پولاد هم ترکیبی از اسم های دو سگ آن ها سالار و پولاد است که مرده اند. عکس های او تصاویری از زندگی روستایی را نمایش می دهند.»

یکی از آخرین پست های صفحه تصویر کارگران شالیزار است و زیرش نوشته: «دیروز در مزرعه، فصل دروی خوشه های طلایی شالی، تمام خانواده در تلاش و تکاپو، زیر آسمون نیمه ابری و پاک مزرعه، و البته آواز چلچله های رقصان، کاری سخت و پرزحمت.»


کاهش آلودگی هوا

@nafasngo

به توصیه گاردین این صفحه ها را فالو کنید

صفحه موسسه خیریه نفس هم یکی از صفحات مورد توجه روزنامه گاردین است که در توضیح آن نوشته: «این صفحه تلاش می کند راه هایی را نشان دهد که ایرانی ها می توانند آلودگی هوا را کم کنند.»

نفس در صفحه ای که 604 فالوئر دارد، برای معرفی خودش نوشته: گروهی از شهروندان که قصدشان برانگیختن حساسیتمان نسبت به سهممان از هوای پاک است. صفحه پر است از گزارش رویدادهایی که در ان جی او برگزار شده. انیمیشن های کوتاه، دیواری که رویش یادگاری هایی برای هوای پاک نوشته اند و پیام های محیط زیستی مثل بردن کیسه پارچه ای برای خرید و نگرفتن کیسه پلاستیکی.


روزی روزگاری در تبریز

@sharifaee

به توصیه گاردین این صفحه ها را فالو کنید

«یک عکاس جوان در شمال غرب کشور عکاسی می کند.» این توصیف گاردین است. صفحه خشایار شریفایی که خودش را عکاس آزاد معرفی کرده و هدف صفحه اش را تمرکز بر مسائل اجتماعی معاصر می داند. شرح عکس های او هم به انگلیسی نوشته می شود و مناسب مخاطبانی است که می خواهند از ایران بدانند، اما زبان فارسی را بلد نیستند. دریاچه ارومیه اخیرا بیشتر از هرچیزی توجهش را جلب کرده و سوژه آخرین عکس هایش بوده.


یک خیال

@mehran.farid

به توصیه گاردین این صفحه ها را فالو کنید

عکس های او با صفحه های قبلی تفاوت دارد. توهم و رویا و خیال اولین کلماتی است که با دیدن عکس هایش به ذهن می رسد. یا به قول نویسنده گاردین: «تهران و ریا».


درهای ادراک

@bahamorshedi

به توصیه گاردین این صفحه ها را فالو کنید

«یک رمان نویس با دید خوب. درهای قدیمی، پنجره ها و جزئیات معماری دیگری که در حال محو شدن اند.» محتوای اصلی صفحه بها مرشدی، روزنامه نگار و داستان نویس، همان چیزی است که نویسنده گاردین دیده. درها و پنجره های قدیمی عشق تازه بهاست. آن طور که به می گوید: «تمرکز من بیشتر روی درها و پنجره های قدیمی و از رده خارج شده در تهران است که همه جا ریخته، ولی کسی به آن ها توجه نمی کند.»

بها تئاتر خوانده، داستان نویس است و انگار بین در و دیوار هم دنبال قصه می گردد و دوست دارد ثبتشان کند. می گوید: «من اصلا عکاسی نمی کردم. از موقعی که گوشی خریدم و اینستاگرام باز کردم، تازه شروع کردم به عکاسی. بعد از یک ماه دیدم ناخواسته کارم نظمی دارد و توجهم بیشتر به درها و پنجره های شهر است. بعد تصمیم گرفتم روی این قضیه زوم کنم. برای خودم تفریحی درست کردم؛ وقتی کار تمام می شود؛ می زنم بیرون و در محله های قدیمی تهران یکی دو ساعت پیاده روی و عکاسی می کنم. کارم هدفمندتر شد و البته چیزی که الان در صفحه من وجود دارد، یک درصد از چیزی نیست که عکاسی کرده ام و توجهم را جلب کرده. بیشتر آن هایی را منتشر کردم که ویژگی خاصی دارد، رنگ متفاوتی دارد یا به لحاظ معماری تفاوتی با بقیه می کند.»

بها که 1656فالوئر دارد، می گوید این کار را به عنوان یک شغل روزانه بدون درآمد برای خودش تعریف کرده تا از بافت تاریخی عکس بگیرد و آن را ثبت کند: «خیلی از چیزهایی که در تهران وجوددارد، در حال نابودی است. این برای من که دارم داستان هم می نویسم، می تواند متریالی باشد و به شناخت من از تهران کمک کند.

هرکس دیگری هم که با اینستاگرام کار می کند، می تواند توجه اش را به اطرافش بیشتر کند و به اصطلاح کمی سر به هوایی کند. این ها لحظاتی است که در تهران وجود دارد و آرام آرام دارد از بین می رود. می شود آن ها را ثبت کرد تا برایمان بمانند.

کنار این یک پروژه دیگر شروع کرده ام از دیوارنگاری ها. گرافیتی های زمان انقلاب هنوز روی دیوارها هست. پرتره شهید رجایی، دکتر مفتح، امام (ره) و… چه در تهران و چه در شهرهای دیگر می شود تفریحات این چنینی فراهم کرد و لذت برد.

از بها می پرسم مردم در اینستاگرام و بین عکس هایی که منتشر می کنند، دنبال چه هستند؟ می گوید: «چیزی که برای من اهمیت دارد، گسترده شدن فضاهایی مثل اینستاگرام است. مردم دنبال این هستند که لحظات خودشان را ثبت کنند. من هم اوایل می خواستم لحظاتی را که خود دوست دارم، ثبت کنم که بعد یک دفعه از یک جایی تصمیم می گیرم هدفمند باشم.

این ثبت شدن روزانه های ماست که خیلی موقع ها از بین می رود و فراموش می شود. فکر می کنم خیلی از پیج های دیگر هم از یک جایی هدفمند می شوند و چیز خاصی توجهشان را جلب می کند. بین آن ها پروژه های خوبی هم پیدا می شود. مثلا من خیلی دوست داشتم یک خانواده گسترده سنتی داشتم و از این فضا عکاسی می کردم. یک سری این فضا را دارند و از آن عکس می گیرند و ما هم لذت می بریم. یک سری دوست دارند کتاب هایی را که خوانده اند، شیر کنند یا دید هنری دارند و…»

ادمین صفحه نوشته که پروژه اش برای عکاسی در ایران تحت تاثیر صفحه everydayafrica@ بوده. یک صفحه دیگر با عکس هایی از زندگی جاری در ایران و شرح های انگلیسی.


نوشته های روی دیوار

@deev_r

به توصیه گاردین این صفحه ها را فالو کنید

نمونه هایی از گرافیتی و هنر خیابانی ایران را می شود در این صفحه پیدا کرد. طرح هایی که در گوشه و کنار شهر دیده می شوند، اما شاید کسی همه آن ها را کنار هم جمع نکرده بود.

شرح های این صفحه هم انگلیسی نوشته می شوند تا مخاطبان غیرایرانی هم از ماجرا سر در بیاورند.


روح شمالی

@aminrahmanii

به توصیه گاردین این صفحه ها را فالو کنید

یک صفحه دیگر درباره زندگی شمالی. این بار از شمال قزوین. عکس های سیاه و سفید و رنگی با شرح هایی که انگلیسی و فارسی نوشته شده اند، قصد دارند زندگی روزمره در تاکستان را نمایش بدهند. از آبیاری خودجوش درختان توسط داوطلبان شهر برای خشک نشدن درخت ها تا تصاویری از بازار تاریخی و پیرمردهایش سوژه عکاسی در این صفحه بوده اند.

هفته نامه چلچراغ

Check Also

شبکه های اجتماعی را در پیدا کردن شغل جدید دست کم نگیرید!

امروزه شبکه های اجتماعی در تمام جنبه های زندگی ما رسوخ کرده اند و روند …