این دلفین‌های شگفت‌انگیز!

ا11

در طول تاریخ دلفین‌ها همواره نماد شادی، آزادی، هیجان و به خصوص عشق بدون قید و شرط بوده‌اند: دلفین‌های مهربان همیشه بدون هیچ چشم داشتی به انسان عشق ورزیده‌اند.

و شاید همین ویژگی بوده است که همواره انسان‌ها را به سوی آن‌ها جذب کرده و شیفته خود کرده است. جالب است بدانید تاکنون هیچ حیوانی نتوانسته مثل دلفین‌ها با انسان‌ها ارتباط برقرار کرده و این‌گونه وارد دنیای آن‌ها شود.

دلفین‌ها حقیقتا موجوداتی شگفت‌انگیز هستند. این مساله را کسانی که تجربه شنا کردن با دلفین‌ها را داشته‌اند، کاملا تایید می‌کنند. چشم‌های مهربان و چهره همیشه خندان این حیوانات بازیگوش و دوست‌داشتنی چیزی نیست که به این راحتی از یاد برود. دلفین‌ها به شیوه خاص خود که به نوعی برای ما ناشناخته است باعث ارتقای سطح انرژی روانی انسان‌ها می‌شوند. داستان‌های واقعی بی‌شماری در مورد دلفین‌هایی که در تشخیص یا درمان بیماری‌های انسان‌ها به آن‌ها کمک کرده‌اند و یا انسان‌هایی را از غرق شدن نجات داده‌اند، وجود دارد. بد نیست در همین ابتدا نگاهی به یکی از این داستان‌های شگفت‌انگیز بیندازیم:

داستان در مورد مرد جوانی است که عادت داشت هر روز با یک دلفین شنا کند و رابطه‌ای صمیمانه بین آن‌ها شکل گرفته بود. روزی همین دلفین‌ با دمش شروع به ضربه زدن به شانه مرد کرد. مرد اعتنایی به این کار او نکرد اما دلفین ضربات سنگین‌تری به شانه مرد وارد کرد به طوری که دنده‌هایش شکست. مرد جوان فورا به بیمارستان رسانده شد و تحت درمان قرار گرفت … و عکس‌برداری با اشعه ایکس شروع شکل‌گیری یک غده را در ریه مرد نشان داد که در غیر این صورت به هیچ وجه قابل تشخیص نبود.

گفته می‌شود سیستم ردیاب صوتی دلفین‌ها شباهت زیادی با سیستم فراصوتی دارد که برای تشخیص بیماری‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد. دلفین‌ها صداهایی را تولید می‌کنند که می‌تواند از بافت نرم عبور کند و اطلاعات بدن ما را برای پردازش به مغز دلفین بازگرداند و به این صورت درون بدن ما را ببینند و در صورت وجود هرگونه بافت ناهنجار مانند تومور آن را تشخیص دهند.

دلفین‌ها علاوه بر این دارای قابلیتی اسرارآمیز در درمان بیماری‌های روانی و به ویژه انواع افسردگی هستند. تعداد بی‌شماری از افرادی که دچار درجات مختلف افسردگی بوده‌اند پس از ساعتی شنا کردن با این شناگران پرمهر احساسی کاملا متفاوت را تجربه کرده‌اند و حتی افسردگی خود را کاملا به دست فراموشی سپرده‌اند. در حال حاضر در بسیاری از نقاط جهان مراکز درمانی وجود دارد که در آن افراد می‌توانند با شنا کردن همراه دلفین‌ها و یا حتی به سادگی با گوش سپردن به امواج صوتی شفابخش آن‌ها گاهی برای همیشه با بیماری خود خداحافظی کنند. “دیوید لوید” در مقاله خود با عنوان “قدرت شفابخشی دلفین‌ها” می‌نویسد:

“من خود تاثیر احساسی و روح‌بخش شنا کردن با دلفین‌ها را تجربه کرده‌ام. در آن زمان وضعیت روحی خوبی نداشتم. احساس افسردگی می‌کردم، شغلم را از دست داده بودم و در یک رابطه شکست خورده بودم. من داستان‌های دلفینی در ساحل جنوب غربی ایرلند را شنیده بودم و با کنجکاوی و حسی از تردید راهی آن‌جا شدم. اتفاقا ایجاد رابطه نزدیک با این دلفین تبدیل به رویدادی فراموش نشدنی در زندگی من شد. دلفین برای خوشامدگویی به سمت من آمد و بارانی از “صداهای ردیاب انعکاسی” خود را بر سر من ریخت (نوعی ردیاب صوتی طبیعی که دلفین را قادر می‌سازد در آب‌های کدر و تاریک یا فواصل دور قادر به دیدن باشد و یا داخل بدن موجودات زنده دیگر را ببیند). این صداها و نیز ارتباط چشم در چشم ما باعث شد احساس کنم که واقعا دیده می‌شوم، توجهی بدون قید و شرط. بعد از این، هنگامی که به سمت ساحل در حال شنا بودم، حس می‌کردم رنجی از اعماق وجودم به بیرون فوران کرده است … رنجی عظیم که با شدت در حال بیرون ریختن بود. من نوعی رهایی را تجربه کردم و از این احساسات خلاص شدم. در هنگام بازگشت به خانه خودم را در حال برنامه‌ریزی برای آینده یافتم. برای کارم و برای تغییر دکوراسیون منزلم. حقیقتا چیزی در درون من تغییر کرده بود.”

محققان با سنجش امواج مغز انسان پس از ارتباط و تماس نزدیک با دلفین‌ها دریافتند این ارتباط باعث ایجاد حالت ذهنی آلفا در آن‌ها می‌شود که می‌تواند در تقویت سیستم ایمنی نقش موثری داشته باشد. برخی محققان نیروی معجزه‌مانند دلفین‌ها در شفابخشی را مربوط به شادی و شیطنت‌ها و انرژی مثبت بی‌پایان آن‌ها دانسته‌اند. تاثیر شادی و نشاط در درمان انواع بیماری‌ها و به خصوص ناراحتی‌های روانی نیز بر هیچ کس پوشیده نیست.

12

دلفین‌ها به خصوص به کودکان توجه خاصی نشان می‌دهند و در درمان بیماری‌هایی مثل اوتیسم و ناشنوایی و گنگی در بسیاری موارد باعث بهبود وضعیت کودکان شده‌اند. این نوع درمان‌ها در مراکز درمانی خاص با مربیانی که دلفین‌ها را تعلیم می‌دهند، رواج دارد. برای مثال خبری در سال ۱۹۹۸ مبنی بر این‌که پسری ۸ ساله از آسیب مغزی از زمان تولد رنج می‌برد، انتشار یافت که پس از شنا کردن با یک دلفین توانسته بود برای اولین بار حرف بزند. البته این کودک تنها مورد درمان شده به شیوه “دلفین درمانی” نبوده است. در هر یک از این مراکز تعداد روز افزون کودکان با این روش تحت درمان قرار می‌گیرند و با افزایش دانش انسان در این زمینه بر میزان و کیفیت این درمان نیز افزوده می‌شود.

بسیاری از دانشمندان این تاثیر را ناشی از امواج فراصوتی در صدای دلفین‌ها می‌دانند که باعث انگیزش پایانه‌های عصبی خاص در گوش و هم‌چنین در مغز می‌شود. آن‌ها معتقدند کودکان ناشنوا در هنگام گوش دادن به صدای دلفین‌ها با امواج صوتی متفاوتی مواجه هستند که همین می‌تواند به شنوایی آن‌ها کمک کند.

با همه این اوصاف قدرت شفابخشی دلفین‌ها همواره فراتر از آن بوده که علم بتواند توضیحی برای آن ارایه دهد. با این حال این خصوصیت از سال‌ها و حتی قرن‌ها پیش برای انسان شناخته شده است: گفته می‌شود از همان زمانی که انسان برای اولین بار قدم به دنیای اسرارآمیز دریاها گذاشت دلفین‌ها دوست به حساب می‌آمده‌اند: در کتاب‌ها و افسانه‌های باستان در سر تا سر جهان دلفین‌ها نماد عشق و محبت بوده و به کمک انسان‌هایی که در حال غرق شدن بودند، آمده‌اند. نمونه‌ای از آن در داستان ادیسه دیده می‌شود: جایی که پسر ادیسه توسط یک دلفین از غرق شدن نجات پیدا می‌کند و ادیسه نیز تصویر یک دلفین را روی حلقه و سپر خود حکاکی می‌کند تا قدردانی خود را به این حیوان نشان دهد. اما این‌ها فقط یک افسانه نیست بلکه واقعیتی است که امروزه نیز بارها و بارها مشاهده شده و چه بسا این افسانه‌ها نیز ریشه در واقعیاتی در زمان خود داشته‌اند.

داستان قدیمی دیگری نیز در مورد پسر بچه‌ای وجود دارد که با یک دلفین وحشی به مدت طولانی دوست بود و به گفته اهالی منطقه روزها به همراه او در دریا شنا می‌کرد. تا این‌که روزی که پسرک به خانه برمی‌گشت دلفین مسیر زیادی را در خشکی به دنبال او آمد و از آن‌جا که کسی در آن اطراف نبود تا او را به آب بازگرداند در همان‌جا جان سپرد.

علت این همه علاقه و محبت دلفین‌ها نسبت به انسان شناخته شده نیست. اما نکته بسیار جالبی که در مورد آن ها وجود دارد شباهت بسیار زیاد آن‌ها به انسان است. در واقع بر خلاف تفاوت ظاهری، دلفین‌ها بیش از آن‌چه فکرش را بکنیم با ما نقاط مشترک دارند. بررسی‌های انجام شده در دانشگاه A&M تگزاس نشان داد از ۲۲ کروموزوم‌ دلفین‌ها ۱۳ مورد کاملا با کروموزوم‌های انسانی یکسان است و ۹ مورد باقی‌مانده به صورت ترکیبی از کروموزوم‌های انسانی و یا ترتیب متفاوتی از آن‌ها دیده شده‌اند. آناتومی بدن دلفین نیز شباهت زیادی با انسان دارد: استخوان‌های دست و پای ما تقریبا به صورت یکسان در بدن آن‌ها وجود دارد با این تفاوت که در دلفین‌ها این استخوان‌ها در باله‌ها قرار گرفته‌اند. احساساتی که دلفین‌ها تجربه می‌کنند نیز بسیار شبیه چیزی است که ما احساس می‌کنیم: احساساتی مثل شادی و لذت، غم و اندوه، شور و هیجان، و یا درد.

علاوه بر این حجم مغز دلفین‌ها نسبت به جثه آن‌ها پس از انسان در ردیف دوم قرار می‌گیرد و این نشان می‌دهد که دلفین‌ها پس از انسان‌ها از بیشترین درصد هوش برخوردارند. هوش دلفین‌ها در آزمایشات متعددی که در این زمینه صورت گرفته گاه تا حدی بالا بوده که باعث شگفتی انسان شده است. دلفین‌ها هم‌چنین از نظر قابلیت ایجاد ارتباط موثر و نیز تقلید صداها استعداد خاصی دارند. قدرت برقراری ارتباط در دلفین‌ها تا حدی بوده که گاه انسان را ایجاد زبانی مشترک بین دلفین‌ها و انسان‌ها به فکر انداخته است.

اما آن‌چه بیش از همه در مورد دلفین‌ها در تمامی تجربیات و نوشته‌های انسان‌ها خودنمایی می‌کند عشق بی‌قید و شرطی است که این موجودات به انسان و یا به هر چیزی در محیط اطراف خود ارزانی می‌دارند. دکتر “برنی سیگل” جراح و نویسنده کتاب “عشق، پزشکی و معجزات” در مورد عشق بدون شرط می‌نویسد، و معتقد است تمامی بیماری‌ها در نهایت مربوط به فقدان عشق یا صرفا تجربه کردن عشق مشروط هستند. او می‌گوید واقعیتی که در همه موارد افسردگی غالب است نوعی کمبود یا فقدان عشق یا معنا در زندگی – حداقل از دیدگاه خود فرد – است.

شاید از نقطه نظر دکتر “سیگل” بتوان علت نیروی اسرارآمیز دلفین‌ها در شفابخشی انسان‌ها را توجیه کرد. دلفین‌ها نه از اصول ارتباط موثر، چیزی می‌دانند و نه در روان‌شناسی تخصصی دارند. اما بیش از هر روان‌شناس و حتی هر انسان هم‌دردی توانسته‌اند در مدت زمانی بسیار کوتاه‌تر از آن‌چه بتوان تصور کرد رنج و ناراحتی‌های انسان آسیب‌دیده را محو کنند. آن‌ها فقط یک چیز را خیلی خوب بلدند؛ و آن عشق بدون شرط است.

اما ما انسان‌ها در مقابل، چه پاسخی به دلفین‌ها داده‌ایم؟ خوب … انسان‌ها پس از دست‌یابی به امکانات لازم به صید دلفین‌ها و محبوس‌ کردن آن‌ها در آکواریوم‌ها و استخرهای کوچک پرداختند و به بهره‌کشی از استعدادهای شگرف نمایشی و درمانی آن‌ها دست زدند. تعداد بی‌شماری از دلفین‌ها در بسیاری از کشورهای جهان در عرض مدت کوتاهی به علل مختلف از جمله بیماری و فشار ناشی از این شیوه صید و نگهداری و نیز دوری از خانواده خود جان باختند. خوشبختانه هم اکنون در برخی کشورها به کارگیری این روش‌ها ممنوع شده است. در این کشورها مکان‌هایی ایجاد شده که دلفین‌ها می‌توانند هرگاه بخواهند از استخر خارج شده و در دریا آزادانه به شنا بپردازند و هرگاه که خواستند نزد انسان‌ها بازگردند. و جالب این‌جاست که در بعضی موارد دیده شده که دلفین بیشتر تمایل دارد کنار انسان‌ها – در واقع دوستان خود – بماند تا این‌که با هم‌جنسانش به شنا برود.

اما علاوه بر این مورد بسیاری از دلفین‌های آب‌های آزاد تنها به علت آلودگی بیش از حد آب‌ها – باز هم توسط انسان – جان خود را از دست داده و یا می‌دهند. صیادان ماهی نیز گاهی خطر بزرگی برای آن‌ها محسوب می‌شوند. با تمام این اوصاف تا همین سال‌های اخیر هرگز دیده نشده بود که هیچ دلفینی انسانی را مورد آزار قرار داده و یا آسیبی به کسی رسانده باشد. در سال‌های اخیر نیز به جز مورد استثنای گازگرفتگی مورد خاصی دیده نشده که همین هم مایه تعجب جهانیان بوده است.

با دانستن این مطالب، بیشتر به این نکته پی می‌بریم که با از بین رفتن تعداد بی‌شماری از این موجودات پر مهر در جنوب کشورمان چه نعمت بزرگی را از دست داده‌ایم. اما به قول معروف باید پرواز را به خاطر سپرد که پرنده مردنی است … شاید با الگو قرار دادن عشق بی‌قید و شرط دلفین‌ها و چهره همیشه خندان و روحیه شاد آن‌ها ما نیز بتوانیم به قدرت اسرارآمیز و شادی بی‌پایان‌شان دست پیدا کنیم – به دنیایی بدون پیش داوری، بدون خشم، و بدون انتظارات بیهوده … دنیایی مملو از عشق و احترام … واقعا آیا وقت آن نرسیده که از طبیعت بیشتر درس بگیریم؟

“جوآن سی لیلی” محققی که سال‌های متمادی به طور دایم با دلفین‌ها شنا و به نحوی زندگی کرده است در مقاله خود با عنوان “دلفین‌ها با ما” می‌نویسد:

“من از شنا کردن و زندگی با دلفین‌ها چیزهای زیادی آموختم. آن‌ها به شما می‌آموزند که:

برای زندگی جمعی ارزش زیادی قایل باشید.

از یکدیگر حمایت کنید.

با هم همکاری داشته باشید، اما بدون رقابت.

ساده زندگی کنید.

ما فراتر از جسم مادی خود هستیم … ما می‌توانیم ارتباط برقرار کنیم.

همیشه لبخند بر لب داشته باشید.

ارتباط چشم در چشم ارتباطی میان دو روح است.

هر کس بر احساسات خود کنترل دارد: احساسات خوب را ابراز کنید و احساسات ناخوشایند را پیش خودتان مورد تجزیه و تحلیل قرار دهید.

از عشق ورزیدن به اطرافیان لذت ببرید.

بیش از هر چیز دیگری بازی کنید، هر جا و در هر شرایطی!

به خانواده خود احترام بگذارید.

ترس را کنار بگذارید و با آن‌چه که از آن بیم دارید مواجه شوید.

به خود عشق بورزید.

عشق خود را نسبت به دیگران ابراز کنید.

حس شوخ‌طبعی را همواره در خود حفظ کنید.

منبع:مجله موفقیت

مطلب پیشنهادی

گربه

گربه های بامزه در حال انجام حرکات یوگا

تا حالا گربه دیده بودید ورزش کنه؟ در این مطلب ، براتون یه سری عکس …

http://www.20script.ir